دومین مسافرت آرشیدا جون!
وقتی برگشتیم!
1 روز استراحت کردیم ! وبعد تصمیم گرفتیم خودمون بریم مسافرت!
که تصمیم گرفتیم با بابایی اینا بریم مشهد ! تولد امام رضا هم بود!
2 شنبه راه افتادیم!
واییییی که چقد طولانی بود خسته شدم!

1 روز توراه بودیم شب اول تو چادر خوابیدیم 2 شبه بعد سوییت گرفتیم !
سه شنبه حرم رفتیم با آرشیدا کوچولو چون شما هون بار اول بخاطر شلوغیه حرم اذیت شدی من و مامانی و خاله جونی دیگه نرفتیم!
مامانی مواظب بود ولی بازم خیلی شلوغ بود ادم له میشد خوب
!

اما بابایی و آقاجونی و دایی بازم رفتن!که به ضریحم رسیده بودن!
اماما از دور تر به ضریح نگاه کردیم و با اما صحبت کردیم و دعا کردیم!
بعدش رفتیم توی مشهد دور زدیم ! باغ جنگلی شام خوردیم و برگشتیم!
چهارشنبه با بابایی اینا عکس زیارتی خوشملی انداختیم که گل خوشملمون عکس مونو خوشملتر کرد!
عکسو زدیم تو اتاق!
بعدش رفتیم شاندیز عالی بود خیلی خوش گذشت !
سلام من و خاله جونی !

مامانی اینا هی چیزای عجیب غریب خوردن یه عالم! هر چی گفتم اینا چیه میخورید ؟؟ پس شیرش کووو هیچکی گوش نداد! همش از همونا خوردن!

بعد رفتیم توس آرمگاه فردوسی خیلی جالب بود !
بعدم رفتیم خرید و برگشتیم سوییت!
فقط عمو فردوسی
خخخخخخخخ! نمی دونم چرا تکون نمی خورد!

پنج شنبه هم راه افتادیم و برگشتیم و از مازنداران شمال که کلی کیف داد!
وای بازم راهه طولانیه ! اهههههه!

جمعه هم خونه رسیدیم !
اینم از اولین مسافرت (زیارتی -سیاحتی -تفریحی - ادبیاتی)
آرشیدا جونی که خیلی خوش گذشت!


دومین مسافرت آرشیدا جون!
